پایگاه اطلاع رسانی ،مشاوره و راهنمایی کشاورزان و دوستداران علم کشاورزی در وسیع ترین بخش ایران
نویسنده : سعیدمومن زاده خبیصی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٧
 

آراتا نیوز  نوشت:

 نوشته استاد محمد برشان :

محمد برشان تا کنون تالیفات ، تحقیقات و مطالعات فراوانی در مورد تاریخ آب و آبیاری استان کرمان ، معماران بی نشان (کاریزگران کرمان )،سفرنامه آب ها ،آبها و اندیشه ها ،پیشینه قنات در تاریخ ایران ،تاریخ آب و زمین در ایران داشته و تاکنون بیش از 200 مقاله و گزارش پیرامون آب ،آبیاری ،قنات ،تاریخ آب و کشاورزی ارائه داده است.

این نویسنده و کارشناس تاریخ آب و آبیاری ، از قنات به عنوان بهترین راه نجات از خشکسالی های چندساله استان یاد می کند و حفظ و احیای قنوات را امری حیاتی در رونق اقتصادی استان می داند.

بنابر تحقیقات برشان نخستین قنات ایران و جهان قنات مادین شهداد است که قدمت آن به تمدن آراتا در شهداد باستان می‌رسد، این قنات هنوز  هم جریان دارد. 

 

مقنیان درزمینه تاریخ پیدایش قنات گزارش کرده اند که در زمانهای بسیار قدیم شخصی بنام طاهرآبشناس درمنطقه ه ای مشاهده کرد که زمین مرطوب و آبدار است طاهرچون خود آبشناس بوده دریافت که با کندن چاه می تواند آبها را جمع آوری و با زدن نقب آبها را به منطقه زیر دست به جریان اندازد وی به دیوان دستورداد که چاهی حفرکنند وسپس به زدن نقب بپردازند و بدین ترتیب اولین قنات بوجود آمد .

 

در زمانهای دور و بسیار قدیم گروهی از مقنی ها بودند که از طایفه خوبان به شمار می- رفتند آنان ابتدا در منطقه شهداد و سپس در تمام دنیا اقدام به حفر قنات کردند آنها شنبه هر هفته از مظهر قنات شروع به حفر کوره و میله چاه قنات می نمودند و یک رشته قنات را تا روز جمعه به اتمام می رساندند و صبح روز جمعه از مادر چاه قنات بیرون می آوردند به همین صورت گروه طاهر در طی هر هفته یک رشته قنات را حفر و راه اندازی می کردند ( در روستای ده نو تکاب روایت می کنند این کروه صبح تا شب یک رشته قنات حفر می کردند و نژاد انها از نوع آدم و انسانهای معمولی نبوده اند ) حاصل آن تمام قنات های دایر و مخروبه منطقه تکاب (در حوزه شهداد غیر از نقاط غربی شهر شهداد دو نقاط کوهستانی عموماًتکاب نامیده می شود و شامل روستاهای زیادی است تکاب در لغت به معنی ته و آب است و تمام آبها به آنجا ختم شده و در شن زارهای کویر فرو می روند ) و حتی نقاط دیگر است که با تلاش بی وقفه و شبانه روزی آنها ایجاد شده است به دلیل اینکه آنها از طایفه خوبان بودند از طرف خداوند همه کارهای آنها آسان می شد برای نمونه اعضای گروه در هنگام حفر قنات نیاز جندانی برای پر کردن گل ولای در دلو و حتی کشیدن دلوهای سنگین گل و لای و یا خاک میله چاه و کوره قنات نداشتند زیرا در زمان کلنگ زنی شمس کلنگ دار گل و لای کنده شده تبدیل به دود می شد اعضای گروه هر یک مسئول انجام کاری بودند

 

در این میان کودک گلبند مسئول آذوقه و نفت بوده و خدا برای خسته نشدن کودک گل بند قدرتی به او داده بود و او هر چیزی که می خواست به او داده می شد طاهر از این قدرت خدادادی کودک بی خبر بود تا اینکه در یکی از روزها از کودک گل بند می خواهد تا برای خریدن نفت به شهر رود بعد از اینکه کودک کمی از مسافت را طی نمود به کنار رودخانه ای رسید ( در برخی از روستاهای شهداد آنرا حوض ظهیر آباد می نامند ظهیر آباد در گویش محلی ظهر آباد ذکر می شود ساکنان برخی از روستاهای شهداد نام آنرا حوض شمس آباد می نامند در مظهر قنات روستایی به همین نام قرار دارد ) هوا کم کم رو به تاریکی می رفت و چون کودک خسته و تشنه بود مقداری آب از رودخانه خورد و می خواست کمی استراحت کند در حین استراحت ناخود آگاه کودک به خواب عمیقی فرو رفت ولی وقتی بیدار شد که کار از کار گذشته بود و هوا به کلی تاریک شده بود و دیگر نمی توانست به شهر برود ونفت تهیه کند به ناچار برای اینکه پیش طاهر و دیگر دوستانش شرمنده نشود تصمیم می گیرد چیلک ( ظرف آب که در منطقه شهداد به آن چیلکو می گویند ) را به جای نفت از آب رودخانه پر کند و برگردد به محض رسیدن طاهر چیلک را از کودک می گیرد و کمی از مایع درون آنرا در چراع می ریزد آب همانند نفت و حتی بهتر از آن می سوزد کودک گل بند با دیدن آن صحنه که اب بهتر از نفت می سوزد بعد از آن هر روز به کنار رودخانه رفته و چیلک خود را از رودخانه پر کرده می آورد  بعد از مدتها یک روز طاهر برای تسویه حساب به دکان نفت فروشی می رود نفت فروش می گوید که چند ماه است که از من نفت نخریده اید طاهر به مقر گروه باز می گردد و از کودک علت را می پرسد کودک هیچ وقت دروغ نگفته بود ماجرا را از سیر تا پیاز برای طاهر شرح می دهد و بعد از آن نفت را همیشه از آن محل می آورند و به همین دلیل بود که گروه برای حفر قنات از مردم پول نمی- گرفتند .

کار حفر قنات از جنوب منطقه تکاب تا روستای ده سیف تکاب (آخرین آبادی از روستاهای شمالی حوزه تکاب ) ادامه داشت تا موقعی که تعداد قنات های حفر شده به 359 رشته قنات رسید کودک گل بند فکر می کرد به اندازه کافی بزرگ شده و با تجربه است   و در حفر قنات استاد شده است بنابراین بدون اطلاع طاهر آبشناس و دیگر اعضای گروه اقدام به حفر یک  رشته قنات در روستای ده سیف میکند کودک مثل صبح روز شنبه از مطهر قنات شروع به حفاری کرد و صبح روز جمعه تا فاصله چند متری مادر چاه پیش می رود در این قسمت از کوره قنات به تخته سنگی عظیم برمی خورد کودک تلاش خود را دوبرابر کرد تا به هر شکلی که هست از سنگ عبور کرده و به آب برسد ولی نتوانست زیرا به هر سویی که نقب زنی می کرد مجدداً به سنگ دیگری برخورد می کرد طاهر به محض اطلاع گفت که کودک تمام شرایط حفر قنلت را سنجیده است ولی چون به اندازه کافی مهارت نداشته و قنات را در راه خدا حفر نکرده و علاوه بر آن نیروی خودخواهی بر کودک علبه کرده به مشکل بر خورد کرده است در آن جایی که قنات را حفر کرده مادر چاه آن مملو از آب است و اگر کودک با نوک کلنگ سه مرتبه به آرامی به سنگ ضربه زده بگوئید نیت می کنیم به امید خدا تا با نوک کلنگ آرام آرام بزنم به سنگ آب بیاید جوش جوش پس از چند ضربه کم کم آب از دو طرف سنگ بیرون می آید و کودک کل بند به آرزوی دیرینه خود می رسد کودک با میل شدیدی که به حفر قنات و دستیابی به آب داشت بلافاصله به طرف قنات رفته و شبانه با کلنگ به داخل قنات می رود و بر خلاف گفته های طاهر عمل می کند به آن صورت که با ته کلنگ چندین بار محکم به تخته سنگ ضربه می زند و می گوید محکم می زنم به نیت یاهو در این لحظه سنگ به دو نیم شد و بر اثر فشار شدید آب قطعه از آن محکم به سینه کودک برخورد می کند و بدن او را پس از تکه تکه کردن سنگ با سرعت به طرف مظهر قنات برده و در بین گل ولای بیابان مدفون می شود مردم از نبودن کودک تعجب می کنند و از همدیگر سراغ اورا می گیرند سپس تصمیم می گیرند به خانه کودک گل بند رفته و او را پیدا کنند ولی تلاش آنها بیفایده است مردم تصمیم گرفتند به سراغ طاهر رفته و از او بخواهند او را پیدا کند طاهر گفت چون کودک بر خلاف گفته های من کارکرده همین امر باعث شده تا در خشم و قهر آب گرفتار شده و آب او را نابود کرده است سپس به مردم گفت بروید و برای کودک گل بند عزاداری کنید چون او دیگر در میان ما نیست و نخواهد بود از آن به بعد نام قناتی که کودک حفر کرده بود برای زنده نگه داشتن نامش آن را قنات یادگار نامیدند (این قنات هم اکنون به صورت مخروبه در روستای ده سیف تکاب قرار دارد و مورد احترام مردم است ) قنات یادگار آخرین قنات گروه شمس و طاهر آبشناس است پس از این هرگز نتوانستند قناتی حفر کنند و به مرور زمان پیر و فرسوده شدند و یک به یک از دنیا رفتند و بعد از این اتفاق هرگز قناتی با آن سرعت و دقت در منطقه و حتی در سایر نقاط ایران حفر نشد .

منابع: http://www.yjc.ir/

 خبرگزاری فارس


 
 
 
موضوعات
لینک دوستان
دیگر موارد
تماس با ما

.